عاشقانه
زنی که شوهر
زیبایش را با اسید سوزاند ( داستان واقعی)
دختر بزرگ خانواده بودم.
تنها برادرم هنوز در دبیرستان درس میخواند. پدرم همیشه میگفت: «دختر فهمیده و
باگذشتی هستی.» به همین خاطر مرا تکیه گاه و سنگ صبورخانواده میدانست و آرزویش
عاقبت به خیریام بود. اما هنوز هم بعد از گذشت این همه سال نمیدانم چرا به چنین
سرنوشتی دچار شدم مراسم عروسی من و بهروز بعد از یک دوره نامزدی یک ساله برگزار
شد. البته کمکهای مالی پدرم و کم توقعی و گذشتهای من در برگزاری یک مراسم ساده
بیتأثیر نبود. بعد از چند روز که از حال و هوای ازدواج و رفت وآمدهای تشریفاتی
درآمدیم دوباره زندگی روال عادی خود را از سر گرفت. صبح زود از خانه بیرون میآمدم
و نزدیکیهای غروب خسته از کار روزانه به خانه برمیگشتم. بعد هم مشغول انجام
کارهای روزمره و خانهداری میشدم. سربازی بهروز تمام شده بود و دنبال کار میگشت.
خوشبختانه با سفارش اطرافیان و البته تلاش و لیاقتی که در وجودش نهفته بود خیلی زود کار مناسبی پیدا کرد و مشغول شد.
اس ام اس عاشقانه ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را /
اینگونه به خاک ره میفکن ما را ما در تو به چشم دوستی می بینیم / ای دوست مبین به چشم دشمن ما را . . . . . از نفرت تا علاقه یک محبت از دشمنی تا دوستی یک لبخند از جدایی تا پیوند یک قدم از دوری تا صمیمیت یک اس ام اس ! . . در بودنت به نبودنت و در نبودنت به بودنت می اندیشم ای بود و نبود من ! . . وقتی یارشو با کسی می بینه وقتی بفهمه اون دوستش نداره وقتی بفهمه هیچ وقت به اون نمیرسه . . . . . تو دیگه بر نمیگردی ولی من چشم انتظارم / هنوز برام عزیزی چه دل ساده ای دارم
. . . . . سازگلهای دلم آهنگ توست / یار بی
رنگ غزل هم رنگ توست رفتی اماجان چشمانت بگو / حس نکردی یک نفردل تنگ توست . . .؟ . . به قلبم نشستی نگفتم چرا / دلم را شکستی نگفتم چرا یکی خواب شبهای من را ربود
/ چو دیدم تو هستی نگفتم چرا . . . . . آدم از روز اول تا روز آخر تاوان پس میده تاوان زنده بودن ، تاوان زندگی کردن و تاوان به دنیا آمدن . . . . . بنازم حسن نیکویت / عجب یادی ز ما کردی فضای تنگ قلبم را / زمین تا آسمان کردی . . . . . قلکمو میشکنم با نصف پولش نازتو میخرم ،
با نصف دیگش مداد رنگی تا نازتو بکشم . . . . . تو را با غیر خود می بینم صدایم در نمی آید / دلم می سوزد و کاری ز دستم بر
نمی آید نشستم باده خوردم خون گریستم کنجی افتادم / تحمل می رود اما شب غم سر نمی
آید . . . . . در دوستی ِ ما، پارسال امسال یا سال آینده تنها طول ِ آن را افزایش می دهد، عمق آن در توان کلمات نیست . . . . . تو همان مهربانی هستی؟! یا مهربانی همان توست؟! نمی دانم … می دانم بی شک با هم نسبت نزدیکی دارید
. . . . . تو را با تیشه ی عشقم میان مرمر قلبم تراشیدم از آن پس من تو را چون بت پرستیدم . . . حالا که آمده ای ، چترت را ببند ![]()

با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند
:ادامه مطلب:![]()

معده از آمدنش شدیدا نگران است !
.
.
اندکی صبر …
“زولبیا بامیه ” نزدیک است !
.
.
.
باز ماه رمضان آمدست و روزه / رایگان گشت بلیط اتوبوس و موزه
باز در بند شدند لات و ابلیس و هبل / باز بلبل به چمن می فروشد غمزه
بعد افطار دلت گرد و قلمبه گردد / بس که خوردی کباب جوجه یکروزه !
:ادامه مطلب:![]()

:ادامه مطلب:![]()

پاسخ
هایى که دریافت شد عمیق تر و جامع تر از حدّ تصوّر هر کس بود. در اینجا بعضى از این
پاسخ را براى شما می آوریم:
•
هنگامى که مادربزرگم آرتروز گرفت دیگر نمی توانست دولا شود و ناخنهاى پایش را لاک
بزند. بنابراین، پدربزرگم همیشه این کار را براى او می کرد، حتى وقتى دستهاى خودش
هم آرتروز گرفت. این یعنى عشق. (ربکا، ٨ ساله)
:ادامه مطلب:![]()
همان طور که مي دانيد گفتن دوستت دارم براي شما و همچنين براي همسرتان بسيار اهميت دارد، اما شما نبايد به گفتن دوستت دارم بسنده کنيد. در حقيقت ابراز علاقه غيرکلامي، روش بهتري براي جذب مردان است. مردها تمايل دارند که دوستت دارم را در کارهاي شان ثابت کنند. بنابراين براي ابراز احساسات شان کمتر از اين جمله استفاده مي کنند. ما در اينجا شما را با نحوه ابراز علاقه چند نفر آشنا مي کنيم تا ببينيد چگونه مي توانيد علاقه و عشق تان را بدون گفتن يک کلمه به طرف مقابل تان ابراز کنيد.
1- رمانتيک باشيد:
- گاهي اوقات من يک پيام عاشقانه براي همسرم روي ميز صبحانه اش مي نويسم. مخصوصا سالروز ازدواجش با برش هاي نان روي ميز صبحانه علاقه ام را به او نشان مي دهم. او با ديدن اين پيام عاشقانه لبخندي بر لبانش مي نشيند.
- هر چند وقت يک بار روي يک کارت برايش مي نويسم که چقدر دوستش دارم و از او تشکر مي کنم که قبل از اين که بخوابد، آن را بخواند.
- همسر من گاهي اوقات به مأموريت کاري مي رود و وقتي که بر مي گردد، به او هديه کوچکي مي دهم. هديه را روي ميز آشپزخانه مي گذارم و منتظر مي مانم تا متوجه اش شود. هديه اي که برايش تهيه مي کنم، مي تواند عطر مورد علاقه اش، گلي طبيعي يا حتي يک تکه وسيله زينتي که خودم درستش کردم، باشد.
- من گاهي اوقات نوشته هاي عاشقانه را در کشوي لباس هاي همسرم مي گذارم. او هرگز نمي تواند پيش بيني کند که دفعه بعد چه چيزي خواهد ديد. او بعد از ديدن نوشته هاي من آن را برمي دارد و مي داند که کار من است.
- من روي آينه براي همسرم مي نويسم دوستت دارم، تا هر وقت سراغ آينه رفت، آن را ببيند.
:ادامه مطلب:![]()

:ادامه مطلب:![]()
![]()

در ایوان این خانه جز مهربانی نمی بارد
و با دلتنگی های من ، تو با این جاده همدستی
تظاهر کن ازم دوری ، تظاهر میکنم هستی
زندگی ام را
تنهایی برداشته!
و دست هایم
بی دست هایت
هر شب هدر می روند
عاشق که می شوی
نگران خودت نباش
شب های باقیمانده ی عمرت
به این سادگی ها
صبح نخواهند شد
من بر اینم که سزاوار قدم های تو باشم که بیایی شاید
تو بر آنی که قدم هات به کوی من بیچاره نیفتد به غلط
به هم رسیدن
به هم نرسیدن
یا
هر چه که شد
بیا بیاندازیم گردن کهکشان و
سرنوشت و
خدا
تا کمتر گریه مان بگیرد
من سر ریز سکوت توام که
نه حرفی برای زدن داری
نه دلی برای عاشق شدن
تفسیر سکوتت کار راحتی نیست
من شکست خورده ی تفسیر سکوت توام
:ادامه مطلب:![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |








